فرشته کوچولوی منفرشته کوچولوی من، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 13 روز سن داره

یه انتظار شیرین دیگه

پایان 23 ماهگی و مسافرت شمال

1394/6/26 2:40
716 بازدید
اشتراک گذاری

روز 28 مرداد ساعت 06:00 صبح حرکت به سمت گیلان (چمخاله)

گل پسرمون و از توی خواب بلند کردیم و با جمع کردن وسایلمون از خونه زدیم بیرون ولی طولی نکشید که شما ام از خواب ناز بیدار شدی و خیلی سرحال منتظر رفتن بودی توی ماشین اذیت نکردی فقط یه کم حالت بد شد که طبیعیه و زودیم خوب شدی و بازی و شیطنت شروع شد فکر میکردیم از دریا خیلی خوشت بیاد و کلی هیجان زده بشی ولی بر خلاف تصورمون خیلی ام ترسیده بودی و دوست نداشتی بری تو آب جالب این بود که بقیه ام که میرفتن میترسیدی و میگفتی بیان بیرون همش لب دریا بودی ولی بالاخره روز آخر خودم دستت و گرفتم و با هم یه کم تو آب راه رفتیم چون باهات بودم نترسیدی آروم آروم خوشت اومد و نشستی توی آب , دستت و کردی توی شن و شروع کردی به بازی کردن حالا دیگه از آب بیرون نمیومدی خندونک سفر خوبی بود چون تعدادمونم زیاد بود خیلی خوش گذشت به شما ام که از همه بیشتر چون آزاد بودی و همه جا میرفتی راضی

یکی از نگرانی های این روزمون اینه که همش دستت تو نافته البته الان یه کوچولو بهتر شدی عکس گویای همه چی هستخسته

در حال بادبادک بازی با باباییمحبت

سخت در حال تماشاییآرام

اینجا ترست ریخته بود و داشتی بازی میکردی.

امیرحسن خسته تو راه برگشتخواب آلود

لا

اینم از یه سفر دیگه با پسر کوچولوی دوست داشتنیه خودم محبتمحبتبوسمحبتمحبت

پسندها (3)

نظرات (2)

سپیده ماماي سپنتا
19 آبان 94 16:22
عزيز دلم ... چه عكساي قشنگي (مرسي مامان جونش) و اينكه هميشه به سفر و تفريح گل پسر ممنون از حضورت دوست خوبم
❤ معصومه ❤
28 تیر 95 14:48
ُُُســـــــــــلام وب بسیار زیبایی دارید به منم سربزنین منتظر حضور گرمتون هستم